تبلیغات
♥♥♥خلــوت دل♥♥♥ - مطالب محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی
 
♥♥♥خلــوت دل♥♥♥
با طلوع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی و مهربان باش و دوست بدار، شاید فردایی نباشد
درباره وبلاگ


بنام هستی بخش توانا

همیشه سعی کن لبخند بر لبانت,عشق در قلبت, لطف در نگاهت, محبت در چهره ات, بخشش در رفتارت وحق در زبانت جاری باشد و بس.

با طلوع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی و مهربان باش و دوست بدار، شاید فردایی نباشد.

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ، ظرف امروز پر از بودن توست ، زندگی را دریاب...

خودت باش و خودت را آنگونه كه هستی دوست بدار حتی اگر مجبور باشی برای خود بودن بهای سنگینی بپردازی این بها را بپرداز و خودت باش.

در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق.
خدا جهان را رنگ كرده است. رنگ عشق.
و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشك نخواهد شد.
از هر طرف كه بگذری، لباست به گوشه‌ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.
اما كاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی‌پروا بگذر،
كه خدا كسی را دوست‌تر دارد كه لباسش رنگی‌تر است.


گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است اما، بر آن ها که عشق می ورزند ،زمان را آغاز و پایانی نیست.

بزرگترین غمها همیشه پشت خنده های دروغین گم می شود، زیباترین احساسها همواره با توقعات بیجا اشتباه می شود. در زمانه ای كه بر لبها مهر سكوت خورده ، شادیها حتی واقعی ترینشان بوی غم می دهند، هستند كسانی كه با حرفهایشان احساسهای فراموش شده را بیدار می كنند، كسانی كه به معصومیت بره اعتقاد دارند، به عشقی كه مثل باد در دل گندم می پیچد و آن را می لرزاند اعتقاد دارند.

shahrashoob_aria@yahoo.com

مدیر وبلاگ : آریایی
موضوعات
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

داغ کن - کلوب دات کام
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

سه شنبه 15 فروردین 1391 :: نویسنده : آریایی

در چشمانت چه داری؟

باغی از خندهِ گل

چشمه ای جوشان و زلال

یا شرابی کهنه و ناب

مستم از دیدن تو

مست آن نی نی چشمانت....


ایـــــــــرج تمجیدی




نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

سه شنبه 15 فروردین 1391 :: نویسنده : آریایی

ماه

چشم بر هم نمی زند

هر شب !

ترس از آن دارد

تو را ندیده

صبح شود...!


ایرج تمجیدی




نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

شنبه 12 فروردین 1391 :: نویسنده : آریایی

ماه نیست


که این چنین زیباست


تلالو نگاه توست


در


ماه..........!


ایرج تمجیدی




نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

پنجشنبه 16 تیر 1390 :: نویسنده : آریایی

روح بیمار من از دست تو تیمار نشد

چونکه این چشم دگر شاهد دیدار نشد

لحظه ی دیدن تو حادثه ای بود ولی

آه و صد حیف که این حادثه تکرار نشد

چشم زیبای تو یک دام پر از وسوسه بود

مثل من هیچکس اینگونه گرفتار نشد

بعد تو خانه ام آنگونه فرو ریخت که جام

کنج ویرانه و در گوشه ی  دیوار نشد

چشم بیدار من از عشق نخوابید ولی

فکر آشفته ام از خواب تو بیدار نشد

من که با منطقت از عشق تو محروم شدم

ولی احساس من از عشق تو بیزار نشد


مهدی بخشی




نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

شنبه 20 فروردین 1390 :: نویسنده : آریایی
امروز عشق کوروش، پیر و جوان ندارد

چندی است تخت جمشید، دیگر امان ندارد



حرف است چون ز بلبل، شیراز رخ نماید

حافظ بخوان و سعدی، کوروش نشان ندارد



درد است فال حافظ، دور از حضور معشوق

زیرا که قبر کوروش، یک سایه‌بان ندارد



ایران از اوست پیدا، در جای‌جای گیتی

هرچند عشق کوروش، جای و مکان دارد



چندی است بر خلیجش، نام عرب گذارند

شاید که آبیِ آن، یک پاسبان ندارد



روزی که شاهم او بود، سگ‌ واق واق می‌کرد

امروز سگ کند پارس! زیرا زبان ندارد



آن روز کز شرافت، یونان به سجده افتاد

فهمید شیر ایران، ترس از یلان ندارد



امروز هم عرب‌ها، محروممان نمودند

این مملکت ز تحریم! پای روان ندارد



منشور توست گویا، آزادی عقیده

فردی به نام ایران، حق بیان ندارد



در لانه‌ی کبوتر، کرکس نشسته امروز

ای پادشه کجایی؟ مرغی امان ندارد



کو پس عقابِ پرچم؟ کو بیرق سه گانه؟

شرمنده‌ایم شاها، این شهر خان ندارد



در خواب دیدمش دوش، خونابه گریه می‌کرد

زیرا که نسل امروز، از او نشان ندارد . . .



ای کاش قلب ما را، گیرند همچو نامش

زیرا بدون آن روح، این جسم جان ندارد



در زادگاه کوروش، رنگی ز پرچمش نیست

در سالروز مرگش، قلبی فغان ندارد



کوروش بُوَد حقیقت، تا هست نام من هست

کوروش یکی است،‌ تنها. . . دنیا چو آن ندارد



حالا بزن تو فالی، از گفته‌های حافظ

شعری بخوان ز کوروش. . . دیدی نشان ندارد؟



در داستان دارا، ساراست دختری خوب!

پژمرده این نجابت. . . حتی خزان ندارد



امیر مهدی راد (یار)




نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

چهارشنبه 1 دی 1389 :: نویسنده : آریایی

می خواستم که هدیه کنم آسمان به تو


افتاد  چشم آینه ها  ناگهان  به تو

تکثیر شد نگاهِ تو در بیکران و، من

دلبسته چون کبوتر بی آشیان به تو

شعری بخوان به لحن قشنگت، که می رسد

سرچشمه ی  بدیع و معانی بیان به تو

اردیبهشت می چکد از چشم ابری ام

باران به من شبیه و گل ِارغوان به تو

حافظ حراج  کرد  بخارا به خال ِ او

من می دهم تمامی ِ هندوستان به تو

علی سهامی




نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

چهارشنبه 13 مرداد 1389 :: نویسنده : آریایی

ای روزگار این رسم و این آیین نمی ماند

دنیا چنین غمگین و وهم آگین نمی ماند

گیرم گلی چیدند، اما بر لب دنیا

لبخند گل می ماند و گلچین نمی ماند

هرچند در ذهن درخت پیر، بعد از این

یادی به جز اندوه فروردین نمی ماند

هرچند در آیینه ها تصویر زیبایی

از انحنای رقصی آهنگین نمی ماند

هر چند در تنگ بلور سینه ی مردم

رنگی به غیر از ماهی خونین نمی ماند

هرچند یوسف گم شد و در کلبه ی یعقوب

حتی نشان از بوی بنیامین نمی ماند!

...اما به جادوی پر سیمرغ ها سوگند

این زخمهای کهنه بی تسکین نمی ماند

ماهی که می بینی فرو رفته ست در مرداب

بالا بلند است اینچنین پایین نمی ماند

ای مومنان! فکر بهشتی تازه تر باید

تزویرتان پشت نقاب دین نمی ماند

کندوی متروک زمین، خواب عسل دیدست

فرهاد هم اینگونه بی شیرین نمی ماند

خون رگ دست "امیر" از هر انارستان

می جوشد و در بند باغ فین نمی ماند

ای شاعر از پس کوچه های شعر خود برگرد

شهر تو در تسخیر آن و این نمی ماند

حتی اگر باران سنگ از آسمان بارد

این شهر لبریز گل و آیینه می ماند

مردی که درآیینه ها تکثیر خواهد شد

چندان به این دیوانه ی مسکین نمی ماند!

 

حامد حسینخانی





نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

اگرچه از تو سرودن همیشه آسان نیست

دلم از اینکه سروده تو را پشیمان نیست

نبین به خنده من طرح بی خیالی را

همیشه گریه عاشق شبیه باران نیست

تو هیچ وقت به این فکر کردهای: دیریست

که آفتاب نگاهت کنار گلدان نیست

خدا کند که بمیرم و آخر اسفند

نبینم اینکه بهاری پس از زمستان نیست

کنار پنجره میپوسم و نمیآید

کسی که عابر معمولی خیابان نیست

به گیسوی تو گره خورده رشته عمرم

وگرنه نظم من آنقدرها پریشان نیست

 

مرتضی كردی





نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

سه شنبه 18 خرداد 1389 :: نویسنده : آریایی

اولین روز دبستان بازگرد
کودکیها شاد و خندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیبا ترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد چاپلوس

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبرا می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهامان به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی های درس و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک میشدیم
لااقل یک روز کودک میشدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
باز گرد این مشق ها را خط بزن

محمدعلی حریری جهرمی




نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

یکشنبه 19 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : آریایی

می خواهم از این آینه ها خانه بسازم

یک خانه برای تو جداگانه بسازم

یک خانه ی صحرایی بی سقف پُر از گُل

 با دور نمای پَر پروانه بسازم

من در بزنم ، باز کنی ، از تو بپرسم

آماده ای از خواب تو افسانه بسازم؟

هر صبح مربای غزل ، ظرف عسل ، من

 با نان تن داغ تو صبحانه بسازم

شاید به سرم زد ، سر ظهری ، دم عصری

 در گوشه آن مزرعه میخانه بسازم

وقتی که تو گنجشک منی ، من بپرم باز

یک لانه به ابعاد دو دیوانه بسازم

می ترسم از آن روز خرابم کنی و من

 از خانه آباد تو ویرانه بسازم


حامد حسیخانی 





نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :

سه شنبه 17 فروردین 1389 :: نویسنده : آریایی


من شوق پروازم اگر بال و پرم باشی

یک سینه آوازم اگر شور و شرم باشی


 

تو روح شعری، دوست دارم از تو بنویسم

تا لابلای برگ های دفترم باشی


 

روز ازل گم کرده بودم نیمه ی خود را

شاید همان گم کرده – نیم دیگرم – باشی


 

تقویم عمرم صفحه صفحه سردی دی بود

با مهربانی آمدی شهریورم باشی


 

این روبه پایان را سرآغازی ست عشق تو

با من بمان، بگذار عشق آخرم باشی


 

همراهی ام کن تا مگر از خاک برخیزم

من شوق پروازم اگر بال و پرم باشی


جواد زهتاب




نوع مطلب : محمدعلی حریری جهرمی-جواد زهتاب-مرتضی كردی-حامدحسینخانی-علی سهامی-امیرمهدی راد(یار)-مهدی بخشی-ایرج تمجیدی، 
برچسب ها :